adminicle معنی فارسی دستاويز مدرک پشت يار کمک واژههای دیگر با معنی «دستاويز» handle دسته، بهانه، دستاويز muniment سند، مدرک، دستاويز preternatural غير عادي، بهانه، دستاويز document مدرک، سند، دستاويز deed کردار، کار، رفتار voucher سند، سند هزينه، سند خرج instrument الت، اسباب، ادوات