alleger معنی فارسی اظهارکردن (بي دليل) گفتن تقريرکردن واژههای دیگر با معنی «اظهارکردن» express اظهارکردن، بيان کردن، دراوردن allege اظهارکردن، (بي دليل) گفتن، تقريرکردن enouce اداکردن، تلفظ کردن، اظهارکردن enounce اداکردن، تلفظ کردن، اظهارکردن enunciate اعلام کردن، صريحاگفتن، صراحه اظهارکردن smile لبخند، تبسم، لبخندزدن