دیکشنری فارسی

among

UKəmʌŋ USə'mʌŋ

معنی فارسی

در ميان در زمره از جمله

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ muŋ´/prep.

● در میان، در زمره‌ی، در وسط، از جمله‌ی

he felt safe because he knew he was among friends

احساس امنیت می‌کرد چون می‌دانست در میان دوستان است.

please let's keep this among ourselves

لطفا این موضوع بین خودمان بماند.

Helen was the fairest among Grecian women

در میان زن‌های یونانی هلن از همه زیباتر بود.

Morteza is among my best friends

مرتضی در زمره‌ی بهترین دوستان من است.

don't quarrel among yourselves!

بین خودتان دعوا نکنید!

he passed among the crowd

از میان جمعیت رد شد.

he liked to live amongst foreigners

دوست داشت در میان خارجیان زندگی کند.

مترادف‌ها

preposition
(also amongst)
Amid (while making part of), amidst, in the midst of, mixed or mingled with.

واژه‌های دیگر با معنی «در ميان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن