دیکشنری فارسی

antecessor

معنی فارسی

پيشرو

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tǝ ses´ǝr/n.

(نادر)پیشین (پیشینیان)، سلف (اسلاف)، پیشرو

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن