دیکشنری فارسی

vanward

معنی فارسی

پيشرو واقع درجلو پيشي. به سوي جلو

معنی کامل و مثال‌ها

/van´wǝrd/adj., adv

● پیش‌قراول، جلودار، طلایه، پیشگام

● به سوی جلو

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن