fugleman
معنی فارسی
پيشرو سردسته پيشوا نماينده حرف زن
معنی کامل و مثالها
/-mǝn/n., pl.
● (در اصل - سربازی که در مشق از دیگران بهتر است و جلو صف میایستد تا دیگران از او پیروی کنند) سر دسته، سر مشق
● (مهارت یا رفتار و غیره) نمونه، رهبر، نمونهی بارز
مترادفها
noun
File leader, director, flugelman, coryphaeus.