دیکشنری فارسی

fugleman

معنی فارسی

پيشرو سردسته پيشوا نماينده حرف زن

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn/n., pl.

(در اصل - سربازی که در مشق از دیگران بهتر است و جلو صف می‌ایستد تا دیگران از او پیروی کنند) سر دسته، سر مشق

(مهارت یا رفتار و غیره) نمونه، رهبر، نمونه‌ی بارز

مترادف‌ها

noun
File leader, director, flugelman, coryphaeus.

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن