دیکشنری فارسی

fugleman

معنی فارسی

پيشرو سردسته پيشوا نماينده حرف زن

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn/n., pl.

● (در اصل - سربازی که در مشق از دیگران بهتر است و جلو صف می‌ایستد تا دیگران از او پیروی کنند) سر دسته، سر مشق

● (مهارت یا رفتار و غیره) نمونه، رهبر، نمونه‌ی بارز

تعریف انگلیسی

noun
  1. a leader and organizer and spokesman (especially a political leader) “a fugleman for the radical right”

مترادف‌ها

noun
File leader, director, flugelman, coryphaeus.

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن