applying
UKəplaiiŋ
USəp'laııŋ
معنی فارسی
بکار بردن بکار زدن استعمال کردن اجرا کردن اعمال کردن متصل کردن بهم بستن درخواست کردن شامل شدن قابل اجرا بودن اختصاص دادن