blackly
UKblækliː
معنی فارسی
سياه تيره سياه شده چرک دوده سياه کردن زشت سوگواري
معنی کامل و مثالها
/blak´lē/adv.
● بااندوه، به طور غمگین، با سیه روزی
● با خشم، از روی تهدید، سیه دلانه