boyo معنی فارسی پسر پسربچه جوان. معنی کامل و مثالها /boi´ō´/n.● (انگلیس - عامیانه) پسرک، مردک، مرده، پسره واژههای دیگر با معنی «پسر» gossoon پسر، پسر بچه، نوکر son پسر، فرزند fils پسر، فرزند fitz پسر، زاده black coral پسر، شبه grand-son پسر پسر، پسر دختر boy پسر بچه، شاگرد، خانه شاگرد boyishness پسر بچه، شاگرد، خانه شاگرد stripling پسر بچه، نوجوان signorino اقا پسر، اقا.