دیکشنری فارسی

brangle

معنی فارسی

داد و بيداد (کردن) ، قيل وقال (کردن) ،

نزاع (کردن)

مترادف‌ها

I. noun
Squabble, quarrel, wrangle, dispute, jangle, bickering, bandying of words, war of words, branglement.
II. verb neuter
Wrangle, squabble. See bicker.

واژه‌های دیگر با معنی «داد و بيداد (کردن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن