cryin معنی فارسی داد و بيداد کردن واژههای دیگر با معنی «داد و بيداد کردن» brangle داد و بيداد (کردن)، قيل وقال (کردن)، نزاع (کردن) brawl داد و بيداد (کردن)، قيل وقال (کردن)، نزاع (کردن) brawlingly داد و بيداد (کردن)، قيل وقال (کردن)، نزاع (کردن) jangle جنجال، داد و بيداد، غوغا squabble ستيزه، داد و بيداد، نزاع مختصر broil داد و بيداد، غوغا، کباب کردن