دیکشنری فارسی

canton

UKkæntən US'kæntən

معنی فارسی

بخش بلوک بخش کردن جادادن (سربازان)

معنی کامل و مثال‌ها

/kan´tǝn, kan tän´/n., vt.

(سوئیس) ایالت، کانتون

(فرانسه) بخشی از اروندیسمان

(نشان‌های اشرافی) مربع کوچکی که معمولا بر سمت راست و بالای سپر ترسیم می‌شود، مربع کوچکی در بالای پرچم (نزدیک به دسته)

به کانتون بخش کردن

جا تعیین کردن (برای سربازان)، محل خواب و خوراک سربازان را معلوم کردن، مستقر کردن

the soldiers were cantoned in an old school building

سربازان را در ساختمان یک مدرسه‌ی قدیمی جا داده بودند.

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Old French word 'canton' meaning 'corner' or 'district'.

مثال

  • Switzerland is divided into 26 cantons.
  • Each canton in the country has its own laws and regulations.
  • The capital city is located in the central canton.

ترکیب‌های رایج

subdivision of a country own canton laws and regulations of a canton capital canton

تعریف انگلیسی

verb
  1. provide housing for (military personnel) “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s somebody”
  2. divide into cantons, of a country “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «بخش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن