checked
UKtʃekt
UStʃekt
معنی فارسی
بازداشت جلوگيري مانع نشان مقابله رسيدگي کردن
معنی کامل و مثالها
/chekt/adj.
● شطرنجی، خانه خانه
a checked tablecloth
رومیزی شطرنجی
● (آوا شناسی - در مورد هجا) باز داشته، وا گرفته
تعریف انگلیسی
adjective
- patterned with alternating squares of color