دیکشنری فارسی

checked

UKtʃekt UStʃekt

معنی فارسی

بازداشت جلوگيري مانع نشان مقابله رسيدگي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/chekt/adj.

● شطرنجی، خانه خانه

a checked tablecloth

رومیزی شطرنجی

● (آوا شناسی - در مورد هجا) باز داشته، وا گرفته

تعریف انگلیسی

adjective
  1. patterned with alternating squares of color

واژه‌های دیگر با معنی «بازداشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن