cheechako معنی فارسی تازه وارد معنی کامل و مثالها /chē chä´kō/n., pl.● (در آلاسکا و شمال غربی کانادا) تازه وارد واژههای دیگر با معنی «تازه وارد» new comer تازه وارد، نورسيده newcomer تازه وارد، نوايند. malihini تازه وارد expansion team تيم تازه وارد به ليگ carechumen نواموز، تازه وارد new arrived تازه رسيده، تازه وارد شده initiate وارد کردن، تازه وارد کردن، اغاز کردن tenderfoot پيش اهنگ تازه کار، (مغرب امر.) ادم تازه وارد، تازه کار. immigrant نهاجر، تازه امده، تازه وارد entrant داخل شونده، وارد (شونده)، تازه وارد