دیکشنری فارسی

clout

UKklaut USklaut

معنی فارسی

کهنه قاب دستمال نقطه نشانه توسري ميخ زدن ضربت زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/klout/n., vt.

● (بیشتر محلی) وصله، پینه، کهنه (برای پاک کردن)، (به طور بد و نمایان) وصله کردن

● ضربه (با دست)، زدن

● (عامیانه) ضربه با چوگان

● (با چوگان) محکم زدن

● (عامیانه) نفوذ (سیاسی و اجتماعی)

he has a lot of clout in the Ministry

در وزارتخانه خیلی خرش می‌رود.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a target used in archery
  2. special advantage or influence “the chairman's nephew has a lot of pull”
  3. a short nail with a flat head; used to attach sheet metal to wood
  4. (boxing) a blow with the fist “I gave him a clout on his nose”
  5. strike hard, especially with the fist “He clouted his attacker” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “The fighter managed to clout his opponent”

واژه‌های دیگر با معنی «کهنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن