timeworn
UKtimwɔːn
معنی فارسی
کهنه قديمي فرسوده .
معنی کامل و مثالها
/tīm´wôrn´/adj.
● کهنه، فرسوده، سالخورده، زمان دیده، رنگ و رورفته، مبتذل