cochleate
معنی فارسی
پيچاپيچ حلزوني
معنی کامل و مثالها
/-āt´, -it/adj.
● به شکل پوستهی حلزون، حلزونی، حلزونسان
مترادفها
adjective
(also cochleated)
Spiral. See cochleary.
پيچاپيچ حلزوني
/-āt´, -it/adj.
● به شکل پوستهی حلزون، حلزونی، حلزونسان
adjective
(also cochleated)
Spiral. See cochleary.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن