دیکشنری فارسی

cochleate

معنی فارسی

پيچاپيچ حلزوني

معنی کامل و مثال‌ها

/-āt´, -it/adj.

به شکل پوسته‌ی حلزون، حلزونی، حلزون‌سان

مترادف‌ها

adjective
(also cochleated)
Spiral. See cochleary.

واژه‌های دیگر با معنی «پيچاپيچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن