flexuous
UKflekʃeəs
معنی فارسی
پيچاپيچ پيچ وخم دار مارپيچ موجي
معنی کامل و مثالها
/fleks´yōō ǝs, flek´shōō-/adj.
● مارپیچ، پیچاپیچ، پیچ و خم دار
the flexuous bed of the stream
بستر پرپیچ و خم جویبار
● قوسدار، کنگرهدار
leaves with flexuous margins
برگهای دارای لبهی کنگرهای
● لرزان، پر تکان
flexuous shadows
سایههای لرزان
مترادفها
adjective
Winding, bending, tortuous, sinuous, sinuate, crooked, serpentine.