helicine معنی فارسی پيچاپيچ واژههای دیگر با معنی «پيچاپيچ» labyrinthian پيچاپيچ، پيچ در پيچ مارمانند، پيچيده flexural پيچاپيچ، پيچ وخم دار، مارپيچ flexuous پيچاپيچ، پيچ وخم دار، مارپيچ winding پيچاپيچ، پيچ وخم دار، مارپيچ tortuous پيچاپيچ، غيرمستقيم، کج cochleate پيچاپيچ، حلزوني helicoid پيچاپيچ، حلزوني helicoidal پيچاپيچ، حلزوني meandrous پيچاپيچ feather-stitch يکجورسوزن دوزي پيچاپيچ