دیکشنری فارسی

collation

UKkəleiʃən

معنی فارسی

مقابله تطبيق ترتيب عصرانه افطاري

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ lā´ shǝn, kō-/n.

(در مورد متون و آمار و غیره) مقابله کردن، تطبیق، واخوان، همسنجی، مقایسه

the collation of the texts took a long time

همسنجی متون خیلی طول کشید.

(در صومعه) گردهمایی راهبان در غروب برای خواندن و بحث انجیل

شام سبک، غذای سبک

شرح کتاب (اندازه و تعداد صفحات، تصویرها و غیره)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a light informal meal
  2. assembling in proper numerical or logical sequence
  3. careful examination and comparison to note points of disagreement

مترادف‌ها

noun
1. Comparison.
2. Meal (less than a feast), light repast, simple entertainment, luncheon.

واژه‌های دیگر با معنی «مقابله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن