collation
UKkəleiʃən
معنی فارسی
مقابله تطبيق ترتيب عصرانه افطاري
معنی کامل و مثالها
/kǝ lā´ shǝn, kō-/n.
● (در مورد متون و آمار و غیره) مقابله کردن، تطبیق، واخوان، همسنجی، مقایسه
the collation of the texts took a long time
همسنجی متون خیلی طول کشید.
● (در صومعه) گردهمایی راهبان در غروب برای خواندن و بحث انجیل
● شام سبک، غذای سبک
● شرح کتاب (اندازه و تعداد صفحات، تصویرها و غیره)
تعریف انگلیسی
noun
- a light informal meal
- assembling in proper numerical or logical sequence
- careful examination and comparison to note points of disagreement
مترادفها
noun
1. Comparison.
2. Meal (less than a feast), light repast, simple entertainment, luncheon.