transfer check معنی فارسی مقابله انتقال. واژههای دیگر با معنی «مقابله» contrast مقابله، فرق نمايان، اختلاف درنتيجه مقابله contrastable مقابله، فرق نمايان، اختلاف درنتيجه مقابله contrastingly مقابله، فرق نمايان، اختلاف درنتيجه مقابله collation مقابله، تطبيق، ترتيب checking مقابله، بررسي. acounter مقابله کردن، روبرو شدن با دشمن sight check مقابله چشمي، مقابله نظري. twin check مقابله توام، بررسي توام. collate مقابله کردن، تطبيق کردن marginal check مقابله مرزي، برسي مرزي.