compensating
UKkɔmpənseitiŋ
US'kɔmpən'seıtıŋ
معنی فارسی
پاداش دادن عوض کردن موازنه کردن با جبران کردن
پاداش دادن عوض کردن موازنه کردن با جبران کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن