confuting UKkənfjuːtiŋ معنی فارسی ردکردن مجاب کردن واژههای دیگر با معنی «ردکردن» disclaim ردکردن، انکارکردن، قبول نکردن disproval ردکردن، اثبات کذب (چيزيرا) کردن، دروغ نشان دادن disprove ردکردن، اثبات کذب (چيزيرا) کردن، دروغ نشان دادن disallow ردکردن، نپذيرفتن، روانداشتن confutable ردکردن، مجاب کردن confutative ردکردن، مجاب کردن confute ردکردن، مجاب کردن disavow ردکردن، انکارکردن exception of judgl ردکردن داوريا دادرس island pullout مانور چرخاندن تخته موج براي ردکردن موج