continued form معنی فارسی دنباله واژههای دیگر با معنی «دنباله» trail دنباله، (در توپ) گاو اهن، خط suite دنباله، رشته، ملتزمين sequel دنباله، عقبه، نتيجه full-bottomed دنباله دار، داراي دنباله دراز، ته پهن followism دنباله روي extension lines خطوط دنباله tailing factor ضريب دنباله tether دنباله افسار، کمند، حدود picket line دنباله افسار، کمند، حدود tail cone دنباله مخروطي