دیکشنری فارسی

sequel

UKsiːkwəl US'si:kwəl

معنی فارسی

دنباله عقبه نتيجه

معنی کامل و مثال‌ها

/sē´kwǝl/n.

دنباله، ادامه، پیایند، بخش بعدی (داستان یا فیلم و غیره)

the sequel to this story will be shown tomorrow

دنباله‌ی این داستان فردا نمایش داده خواهد شد.

she is writing a sequel to her first novel

او دارد دنباله‌ی رمان اول خود را می‌نویسد.

نتیجه، پیامد

higher prices are a sequel to rising production costs

قیمت‌های بالاتر پیامد هزینه‌های تولیدی فزاینده هستند.

famine was the dreaded sequel of war

قحطی پی‌آمد رعب آفرین جنگ بود.

(مهجور) دنباله‌رو، ملتزم رکاب

رجوع شود به: sequela

تعریف انگلیسی

noun
  1. something that follows something else
  2. a part added to a book or play that continues and extends it

مترادف‌ها

noun
1. Continuation, succeeding part.
2. Close, conclusion, termination, denouement.
3. Consequence, event, issue, upshot, result.

واژه‌های دیگر با معنی «دنباله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن