دیکشنری فارسی

corrected

UKkərektid USkə'rektəd

معنی فارسی

درست صحيح بي غلط شايسته

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having something undesirable neutralized “with glasses her corrected vision was 20:20”

واژه‌های دیگر با معنی «درست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن