دیکشنری فارسی

covered

UKkʌvəd US'kʌvəd

معنی فارسی

پوشش لفاف جلد سرپوش رويه نقاب بهانه پشتوانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. overlaid or spread or topped with or enclosed within something; sometimes used as a combining form “women with covered faces” “covered wagons” “a covered balcony”

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن