دیکشنری فارسی

dactylic

UKdæktilik

معنی فارسی

انگشت ، وتدي که بدين گونه باشد (ن ن)

معنی کامل و مثال‌ها

/dak til´ik/adj., n.

● وابسته به: dactyl

● شعری که به وزن داکتیل نوشته شده باشد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or consisting of dactyls “dactylic meter” “Pertains to noun: dactyl”

واژه‌های دیگر با معنی «انگشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن