دیکشنری فارسی

dearth

UKdəːθ USdə:θ

معنی فارسی

کميابي گراني

معنی کامل و مثال‌ها

/du_rth/n.

● (در اصل) گرانی، گزافی، گرانبهایی

● کمبود خوراک، قحطی

● کمبود، کمداشت، کمیابی

there is no dearth of water here

در اینجا آب کمیاب نیست.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an acute insufficiency
  2. an insufficient quantity or number

مترادف‌ها

noun
1. Scarcity, insufficiency, deficiency, short supply.
2. Need, want, lack, famine, short commons.

واژه‌های دیگر با معنی «کميابي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن