دیکشنری فارسی

rarity

UKrɛəritiː US'rerətı

معنی فارسی

کميابي کمي ندرت

معنی کامل و مثال‌ها

/rer´ǝ tē/n., pl.

● ندرت، نادر بودن، کمیابی، دیریابی، تنگیابی

In this region earthquakes happen with extreme rarity

در این سرزمین زلزله بسیار به ندرت رخ می‌دهد.

snow is a rarity here

در اینجا برف نادر است.

● هر چیز پر قیمت ( به خاطر کمیابی)، تانسوخ، چیز نادر

he has collected many rarities of art

او نوادر هنری فراوانی را گردآوری کرده‌است.

● رقت، ناچگالی، کم چگالی، کمی تراکم

تعریف انگلیسی

noun
  1. something unusual -- perhaps worthy of collecting
  2. noteworthy scarcity
  3. a rarified quality “the tenuity of the upper atmosphere”

مترادف‌ها

noun
1. Thinness, tenuity, rareness.
2. Uncommonness, infrequency, scarcity.
3. Uncommon thing, scarce thing.

واژه‌های دیگر با معنی «کميابي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن