demoratize معنی فارسی دلسردکردن ، بي جرات کردن ، ازميان بردن حس شهامت وانتظامات ارتش واژههای دیگر با معنی «دلسردکردن» discourage دلسردکردن، بي جرات ساختن، سست کردن discouragingly دلسردکردن، بي جرات ساختن، سست کردن dishearten دلسردکردن، بي جرات کردن dishearteningly دلسردکردن، بي جرات کردن dispirit افسرده کردن، افسرده خاطرکردن، دلسردکردن