دیکشنری فارسی

discouragingly

UKdiskʌridʒiŋliː

معنی فارسی

دلسردکردن بي جرات ساختن سست کردن بازداشتن تصويب نکردن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a discouraging manner “the failure rate on the bar exam is discouragingly high” “Derived from adjective: discouraging”

واژه‌های دیگر با معنی «دلسردکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن