denizen
UKdenizn
US(noun) ['denəzən
معنی فارسی
ساکن ، مقيم ،
بيگانه اي که حقوق بوميان وشهرنشينان
باوداده شده
معنی کامل و مثالها
/den´ǝ zǝn/n., vt.
● ساکن، مقیم، نشیمند، باشنده، اهل (خانه یا محل یا شهر)
the denizens of the village
ساکنان دهکده
● رفت و آمد کننده (به جای بخصوصی)
the denizens of out-of town theaters
مشتریان تئاترهای بیرون شهر
● (انگلیس) بیگانهای که به او حق شهروندی داده شده باشد، نوشهروند
● (انگلیس) تبعه کردن، نوشهروند کردن
● (گیاه یا جانور یا واژهی بیگانه که در سرزمین دیگری جایگیر شده باشد) نونشین، نونشیمند
تعریف انگلیسی
noun
- a person who inhabits a particular place
- a plant or animal naturalized in a region “denizens of field and forest” “denizens of the deep”
مترادفها
noun
1. (Eng. law.) Naturalized citizen, adopted citizen.
2. Inhabitant, dweller, resident.