دیکشنری فارسی

habitant

UKhæbitənt

معنی فارسی

ساکن سکني کننده کانادايي فرانسوي نژاد

معنی کامل و مثال‌ها

/hab´i tǝnt/n.

رجوع شود به: inhabitant

(در لوئیزیانا و کانادا) کشاورز فرانسوی تبار

واژه‌های دیگر با معنی «ساکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن