denudate معنی فارسی برهنه لخت معنی کامل و مثالها /dē nōō´dāt´/vt.● رجوع شود به: denude واژههای دیگر با معنی «برهنه» naked برهنه، لخت، عريان bare برهنه، لخت، عريان unclad برهنه، لخت، عريان nude برهنه، لخت، پوچ discalced برهنه، پابرهنه achene تخم برهنه، بذر برهنه، فندقه gymnospore هاگ برهنه، اسپر لخت. gymnopterous برهنه بال stripper رقاص برهنه، برهنه رقص، کننده dismantlement برهنه سازي، برداشتن اسباب واثاثيه واسلحه ازجايي