دیکشنری فارسی

discalced

معنی فارسی

برهنه پابرهنه

معنی کامل و مثال‌ها

/dis kalst´/adj.

● پا برهنه (به ویژه در اشاره به پیروان برخی فرقه‌های مذهبی و درویشان)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used of certain religious orders) barefoot or wearing only sandals “discalced friars”

واژه‌های دیگر با معنی «برهنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن