دیکشنری فارسی

depicted

UKdipiktid USdı'pıktəd

معنی فارسی

کشيدن نمايش دادن نقش کردن تعريف کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. represented graphically by sketch or design or lines

واژه‌های دیگر با معنی «کشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن