دیکشنری فارسی

detriment

UKdetrimentl US'detrəmənt

معنی فارسی

زيان ضر ر خسارت

معنی کامل و مثال‌ها

/de´trǝ mǝnt/n.

آسیب، گزایش، گزند، ضرر، زیان

موجب ضرر یا زیان، وسیله‌ی آسیب‌رسانی

* to the detriment of

به زیان، موجب گزند

inflation has worked to the detriment of salaried people

تورم به زیان حقوق بگیرها بوده است.

* without detriment to

بدون آسیب به، بی‌زیان برای

the land can be brought under cultivation without detriment to the environment

زمین را می‌شود بدون صدمه به محیط زیست زیر کشت آورد.

مترادف‌ها

noun
Loss, damage, injury, disadvantage, mischief, prejudice, evil, harm, hurt.

واژه‌های دیگر با معنی «زيان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن