دیکشنری فارسی

digs

UKdigz USdıgz

معنی فارسی

کندن فروکردن زدن زمين کندن سخت کارکردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. an excavation for ore or precious stones or for archaeology
  2. temporary living quarters

واژه‌های دیگر با معنی «کندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن