دیکشنری فارسی

discharges

UKdistʃɑːdʒiz US(noun) ['dıstʃɔdʒəz](verb) [dıs'tʃɑ:dʒəz

معنی فارسی

خالي کردن درکردن تهي کردن اداکردن برامدن گرفتن ايفاکرد

واژه‌های دیگر با معنی «خالي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن