دیکشنری فارسی

diseased

UKdiziːzt USdı'zi:zd

معنی فارسی

ناخوش معيوب فاسد

مترادف‌ها

adjective
Disordered, distempered, unsound, sickly, sick.

واژه‌های دیگر با معنی «ناخوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن