دیکشنری فارسی

disembarked

UKdisembɑːkt

معنی فارسی

پياده کردن برکنارنهادن پياده شدن

واژه‌های دیگر با معنی «پياده کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن