دیکشنری فارسی

disestablishing

UKdisistæbliʃiŋ

معنی فارسی

بهم زدن ،

ازارتباط وسرپرستي دولت دراوردن (کليسا)

واژه‌های دیگر با معنی «بهم زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن