dispensing
UKdispensiŋkemist
USdıs'pensıŋ
معنی فارسی
بخش کردن توزيع کردن دادن معاف کردن اجراکردن بکاربردن
بخش کردن توزيع کردن دادن معاف کردن اجراکردن بکاربردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن