disputably معنی فارسی ستيزه چون وچرا جدال مشاجره نزاع کشمکش منازعه مجادله واژههای دیگر با معنی «ستيزه» squabble ستيزه، داد و بيداد، نزاع مختصر dispute ستيزه، چون وچرا، جدال contention ستيزه، مشاجره، نزاع contentiously ستيزه، مشاجره، نزاع strife ستيزه، نزاع، دعوا melee ستيزه، غوغا، مغلوبه شدن جنگ. altercation ستيزه، مجادله، مباحثه shrewish ستيزه جو، غرغرو، غوغايي contentious ستيزه گر، نزاع جو، موردنزاع dissentious ستيزه گر، نزاع جو، موردنزاع