disputer
معنی فارسی
ستيزه چون وچرا جدال مشاجره نزاع کشمکش منازعه مجادله
مترادفها
noun
Debater, controversialist, disputant, reasoner, arguer.
ستيزه چون وچرا جدال مشاجره نزاع کشمکش منازعه مجادله
noun
Debater, controversialist, disputant, reasoner, arguer.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن