دیکشنری فارسی

dissenting

UKdisentiŋ USdı'sentıŋ

معنی فارسی

(nonconformist=) مخالف معاند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. disagreeing, especially with a majority

واژه‌های دیگر با معنی «(nonconformist=) مخالف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن