دیکشنری فارسی

dissolves

UKdizɔlvz USdı'zɔlvz

معنی فارسی

اب کردن حل کردن گداختن فسخ کردن فاسدکردن

واژه‌های دیگر با معنی «اب کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن