دیکشنری فارسی

distributing

UKdistribjuːtiŋ USdıs'trıbjutıŋ

معنی فارسی

بخش کردن توزيع کردن تقسيم کردن ترتيب دادن دسته بندي کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بخش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن