double-minded
معنی فارسی
دودل متلون فريبنده بي ثبات
معنی کامل و مثالها
/-mīn´did/adj.
● مردد، دودل
I am double-minded about going
در رفتن دو دل هستم.
دودل متلون فريبنده بي ثبات
/-mīn´did/adj.
● مردد، دودل
I am double-minded about going
در رفتن دو دل هستم.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن